خنده معصومانه!
بابا قاسم دیگه کارش اینجوری شده که ۱ ماه سر کاره و ۱ ماه پیش ما،روزای اول رفتن بابا رها حسابی پکره و بهونه گیر میشه،الان ما پیش مامان جون هستیم و از همین جا ازش بابت همه زحماتش واسه رها تشکر میکنم و دستشو میبوسم،مخصوصا ماه قبل که رها رو از شیر گرفتیم،هرچند پذیرش خود رها واسه ترک از شیر ستودنی بود.
رها دایره لغتش خیلی زیاد شده و حدود ۱۰ تا شعر بلده،چند تا ازعکس با لباس محلی و چند تا از خنده های پاکش رو گذاشتم.







+ نوشته شده در چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 11:43  توسط مامان و بابای رها کوچولو
|






